دل نوشته ها
اشکهایم که سرازیر میشود… دیری نمی پاید که قندیل میبندد، عجیب سرد است هوای نبودنت… . . . واژه هایی که عاشقانه می شوند …
ترانه می شوند و یکی میخواند و چه دردآور است … عاشقانه هایی که می نویسی جز او … همه را به یاد عشقشان بیاندازد… و تو … همچنان بنویسی بدون این که عشق کسی باشیو یا حتی در یاد کسی … . . برای تــــــو برای چشم هایــت برای مـــن برای درد هایـــم برای ما برای این همه تنـــهایی ای کــــاش خدا کاری کـــند… . . از تو دلگیر نیستم… از دلم دلگیرم.. که بیوفاییت را صبورانه تحمل میکند…
من حلالت نمیکنم. بی وفا.... اونقدر که فکرشو میکنی دوست ندارم… چون اونقدر دوست دارم که فکرشو نمیکنی… . . همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان… توسط کسی ساخته می شود که.. شیرین ترین و شاد ترین لحظات را برای او ساخته است… . . تو از زیبا ترین نیلوفر من ، بخوان غم را تو از چشم تر من… بدان این روی زرد از دوری توست ، که سر بیرون زد از خاکستر من دنیایم را میدهم برای لبخندت… هراسی نیست.. شاد که باشی دنیا از آن من است… . . روزگــــــار ؛ نبودنت را برایم دیکتـــه می کند … . . گریه ی آخر شب هایم … انگار کافی نبوده … این روز ها … گریه می کنم … . . مدتهاست در آینه نگاه کردن به تو را تمرین می کنم برای روز مبادا… شاید روزی با تو چشم در چشم شدم … میگویی هر چه بوی تو را میدهد آتش زنم … . . بی حس شده ام از درد ! از بغــض ! فقط گاهـی خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را . . برای بدست آوردنت نمی جنگم… ! به تکدی قلبت هم نمی آیم… ! دوستــــــــــــــت دارم،،، فارغ از داشتنت…. . . خنده ام میگیرد… از اینکه… هنوز بهت فکر میکنم… . . گه قلب من بت بود..!!! که خدا تو را … . . برای شکستنش فرستاد….؟؟؟ چرا؟؟؟!!! خدایا کمکم کن… خسته شده ام… وقتی مال من نیست… …!!! چرا تو فکرمه میگویی هر چه بوی تو را میدهد آتش زنم … . . بی حس شده ام از درد ! از بغــض ! فقط گاهـی خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را . . برای بدست آوردنت نمی جنگم… ! به تکدی قلبت هم نمی آیم… ! دوستــــــــــــــت دارم،،، فارغ از داشتنت…. . . خنده ام میگیرد… از اینکه… هنوز بهت فکر میکنم… . . گه قلب من بت بود..!!! که خدا تو را … . . برای شکستنش فرستاد….؟؟؟ چرا؟؟؟!!! خدایا کمکم کن… خسته شده ام… وقتی مال من نیست… …!!! چرا تو فکرمه
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد، نروم باز به جایی پشت دیوار نشستم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که به غیر از این خانه مرا نیست.... . . گیسوانم نوازش دستی را می خواهد با طعم نــــــــــاز… نه نیــــــــــــاز…!!! آنقــدر مــــرا سرد کـــرد ؛ از خــــودش .. از عشـــق کــه حـــالا بــه جـــای دلبستن ، یــــخ بستــه ام! آهــــای !!! روی احســاســم پــا نگذاریــد لیـــز می خوریــد… هیس… اگه یکی دستتـــو گرفتو دلت لرزید… زیاد عجله نکن… یه روز با دلـــت کاری میکنه که دستات بلرزه



و نمره ی من باز می شود صفـــــــــــر …
هَنـــــــوز …
نبودنت را یاد نگرفته ام …
اول صبح ها هم …
ترسم جانم آتش گیرد …

ترسم جانم آتش گیرد …


الهی…


حواس تنهایی ام را
با خاطرات
باتو بودن
پرت کرده ام…بگو کسی حرفی نزند…
بگذار
لحظه ای آرام بگیرم…
| www . night Skin . ir |








